السيد الخميني
40
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
يا بالكناية و اشاره خود را معرفى كند به عقايد حقّه . و اينطور دوم رايجتر است . مثلًا صحبت توكّل يا رضاى به قضاى الهى پيش آمد مىكند ، شخص مرائى با يك آه يا يك سر تكان دادن خود را در سلك آن جمعيت محسوب مىدارد . درجهء دوم آنكه عقايد باطله را از خود دور كند و نفس خود را از آن تزكيه كند به قصد جاه و منزلت در قلوب ، چه به صراحت لهجه باشد يا به اشاره و كنايه . مقام دوم : و در آن نيز دو مرتبه است : يكى آنكه اظهار خصال حميده و ملكات فاضله نمايد . و يكى تبرّى از مقابلات آنها نمايد و تزكيهء نفس كند بدان غرض كه معلوم شد . مقام سوم : كه رياى معروف پيش فقها - رضواناللَّه عليهم - است ، داراى همين دو درجه است : يكى آنكه اتيان به عمل و عبادت شرعى كند يا اتيان به راجحات عقلى نمايد به قصد ارائه به مردم و جلب قلوب ؛ چه آنكه ذات عمل را به قصد ريا كند ، يا كيفيت ، يا شرط ، يا جزء آن را ، بهطورى كه در كتب فقهيه متعرّضاند « 1 » . ديگر آنكه ترك عملى كند به همان مقصود . و ما در اين اوراق شرح بعضى از مفاسد هر يك از اين سه مقام را بيان مىكنيم ، و آنچه به نظر مىرسد از براى علاج آن ، اشاره مىنماييم به طريق اختصار . مقام اوّل ريا در عقايد ] در آن چند فصل است : فصل : ريا در عقايد بدترين نوع ريا ] بدانكه ريا در اصول عقايد و معارف الهيه از جميع اقسام رياها سختتر و عاقبتش از همه بدتر و ظلمتش از تمام رياها بيشتر و بالاتر است . صاحب اين ريا اگر در واقع
--> ( 1 ) - ر . ك : جواهر الكلام ، ج 2 ، ص 96 ، و ج 9 ، ص 187 ؛ العروة الوثقى ، ج 1 ، ص 432 ، و ج 2 ، ص 441 ؛ تحرير الوسيلة ، ج 1 ، ص 34 و 169 .